طلسم



        اول :  سلام

دوم : شايد آخرين پست وبلاگم رو مي خونيد ، پيشاپيش از عزيزاني

                     
               كه نتونستم
 در وبلاگشون اعلام به روز رساني كنم معذرت

                   
               مي خوام و
از راهنمائی ودوستيهاتون ممنونم ،

 
سعي مي كنم در حد بضاعت پاسخگوي محبت هايتان باشم

 

هميشه موفق باشيد ...

 پس تا ... شايد وقتي ديگر ...

               سوم :  غزل - ترانه !!

 


طلسـم

 

تمـام شـد ... و  بـهـارِ دوبـاره اي پ‍ـژمـرد  

به سـدِ سنـگ ترين قلـبِ زنـدگي برخورد

 

شكـست در بغـلِ بغض و تكـه تكـه چكـيد

تـمـامِ بـودنِ من را ، نـبـودن  " او "   بُـرد

 

نـگـاهِ شـيـشـه اي و مـات از تداومِ شـب

  به خـواب رفت و همين ...

  روبرويِ پنجره مُـرد .

 

***                     

بـلـوغِ زودرسِ  واژه هـا ، قـلـم تـب دار

غـزل برهنه شد و تن به يك ترانه سـپرد

***                        

 

از همه دنيـا بريد و دسـتِ عاشقي رو ، رو كـرد

غير ممكنـا رو ممكن ، شب و روز و روبرو كـرد

 

ديگـه تـو آبـيِ رويـا ، با پـرنـده ها يكـي بود

تويِ جاده هايِ بن بست ، رفتنش يواشكـي بود

 

يه دفـه از مشتِ غصه ، سنگِ بي رحمي رها شد

تو سـقوطـي بي اراده ، تا همـيشه بي صـدا شد

 

هنـوزم خـيره به دوره ، فـكـرِ پـروازه دوبـاره

تك تكِ خـاطـره هاشو با نفـسهاش مي شماره

 

 

هنـوزم رو تنِ اميـد ، رو لبـاش داغِ يه اسـمه

             فـكرِ بيـداريِ بوسـه ، لحظه ي مرگِ طلسـمه

/ 148 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دردانه ی من

به روزم ....

سيامک رجاور

وبلاگ بانوی شعرم برای بار دوم راه اندازی شد خوشحال میشم بهم سر بزنید , نظرو یانقد تون رو بگید. باتشکر سیامک رجاور

احسان مهديان

سلام بعد از مدتها دوباره آمدم اينجا ... اينجا آمد حالا قلوه ی این سنگ را هم که درآورم تو عاشق کسی که نیست می کنی ام نمی شوی ام نمی خندی ام ... آقا نوبت من .. من آقا !؟ نه ! هنوز نان کلوچه و بیژن نجدی و... هنوز « منیژه خـراست »؟ هنوزم تَهِ این کلاس پدربزرگ به کفشم نمی رفت رفت رفت ! مثلن اینجوری ... می خورم به صندوقی که تقریبن سرخ شده ام تا بعد هجووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم

REBECCA

سلام چرا آخرين پست؟ مگه احساس تمام شدنيه؟!

صديقه حسيني

با دو غزل جدید خسته تر از همیشه به روزم و منتظر نقدها و حرفهایت... با این غزل دوباره ببین عقد می کند مردی که شعرهای مرا نقد می کند منتظرم!

محمد فرخ طلب

سلام دوست عزيز و بزرگوار با غزلي به روزم که بي صبرانه منتظر نظر هاي روشن بين شماست هم اکنون نيازمند نظر هاي شما هستيم شايد اجل اجازه نداد به پست هاي بعدي برسيم

امير مشيری

سلام:من يه شاعرم شاعر انتظار سري به ما هم بزن ممنون درضمن اولين كتابم بنام ازچه بنويسم... اسفند85 چاپ شد خوشحال ميشم نگاهي به وبلاگ من بندازيد

حسين جلال پور

سلام دوست عزيز من حرف می زنم که بيايی به ديدنم منتظر نظرات ارزشمندتون می مونم باسپاس

سپیده

ماندانا جون آپ جديدتو چرا نميبينم؟!!!! با کلی ذوق اومده بودم !!!!