مکث

 

 

برای... تـ یـ  ــــــــــــــ ر  ...   آه !

 

مکث !

 

به من نگـو که زندگی ، فـقـط نفـس کشیدنه

شــروعِ رفتنـو ... فـقـط !  بـه انـتـها رسـیدنه

 

نگـو که جـاده ها پر از ، مسافر کـور و کـره

همیـن که زنده بمونی  توُ این تباهی ! هنـره !

 

می رم ولی نه مثل تو ... توُ این سفر مکث می کنم

مسیرِ تعیین شده رو ... روُ نقشه برعکـس می کنم !

 

می رم سـراغ جـاده ای ، که هست ! ولی بسته شده

با پـای زخـمی و دلـی ، کـه از دروغ خســته شده ...

 

کنـار جـاده می شینم ، تا از عـبـور قاصـدک

                             خبر بگیرم از گُـلی  ...  که لِه شده زیر کتک !

 

گاهی به یادِ شعلـه ای ، که گـم شـده توُ  نا کجا

                            کبریتِ خشمو می کِشم ...  به بوته زار واژه ها

 

هدف اگـه رسیـدنه ،  می شـه مـیـون بُـر بزنیم

از بـنــدگیِ زنـدگی !  بــا هــر قـدم دل بـکَـنیم

 

 

         مانـدانـا ابـری  تیر 87  ( ... 78 )

  ------------------------------------------------------------------------------------

۱- تسلیتی از صمیم قلب بابت از دست رفتن هنرمند گرامی " خسرو شکیبائی " به همه هنر دوستان .

 

۲- نمی دونم چرا این ترانه رو از بین تمام ترانه های جناب جنتی عطائی انتخاب کردم ، شاید چون خیلی ملموس از زبان

یک زن این ترانه رو نوشتن ! ...  قسمتهائی رو که با رنگ قرمز نوشتم به نظرم می تونست خیلی بهتر باشه ...

حرفهای دیگه رو از شما می شنوم ...

 

مرد من

 بگو ای مرد من ، ای از تبار هر چه عاشق
 بگو ای در تو جاری خون روشن شقایق


 بگو ای سوخته ، ای بی رمق ، ای کوه خسته
 بگو ای با تو داغ عاشقای دل شکسته


 بگو ، با من بگو از درد و داغت
 بذار مرهم بذارم روی زخمات
بذار بارون اشک من بشوره
 غبار غصه ها رو از سراپات


 بذار سر روی سینه م گریه سر کن
 از اون  شب گریه های تلخ هق هق
 بذار باور کنم یه تکیه گاهم
 برای غربت یه مرد عاشق


 رها از خستگی های همیشه ، باورم کن
 بذار تا خالی سینه م برات آغوش باشه
 برهنه از لباس غصه های دور و دیرین
 بذار تا بوسه های من برات تن پوش باشه


 تو با شعر اومدی ، عاشق تر از عشق
 چراغی با تو بود از جنس خورشید
 کدوم طوفان چراغو زد روی سنگ
 کتاب شعر و از دست تو دزدید


کدوم شب ، از کدوم صحرای قطبی
غریبانه توی این خونه اومد
شبیخون کدوم رگبار وحشی
 شب مقدس ما رو به هم زد


 بگو ای مرد من ، ای مرد عاشق
 کدوم چله ازین کوچه گذر کرد
 هنوز باغچه برامون گل نداده
 کدوم پاییز ، زمستونو خبر کرد


 بذار سر روی سینه م گریه سر کن
 از اون  شب گریه های تلخ هق هق
 بذار باور کنم یه تکیه گاهم
 برای غربت یه مرد عاشق

 

  ترانه سرا : ایرج جنتی عطائی  /  منبع : سایت آوای آزاد

-----------------------------------------------------------

 

 نویسندگان وبلاگ تازه تاسیس هزارو یک شب (  http://www.shahrzad.persianblog.ir )  گروهی از

 خانمها ی عضو پرشین بلاگ هستند و قرار است این وبلاگ هر روز ... به روز باشد !

و اینکه روزهای شنـبـه نوبت من است ... از حضورتان خوشحال می شویم .

 

 

/ 324 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صارمی

درود رفیق عزیز بروزم با شعری که از رابرت فراست امریکایی ترجمه کرده ام. ...........منتظرت بودم http://www.beheshtenazm.blogfa.com/

زيبا اسلام

دوست خوبم سلام به روزم با روزمرگيهام ..... يه ترانه ي قديمي و يه عكس خنك! منتظرم.... خوشحال مي شم اگه نقد و نظر صريحتونو در هر سه مورد بدونم. شاد باشيد... نگـو که جـاده ها پر از ، مسافر کـور و کـره همیـن که زنده بمونی توُ این تباهی ! هنـره ! می رم ولی نه مثل تو ... توُ این سفر مکث می کنم مسیرِ تعیین شده رو ... روُ نقشه برعکـس می کنم ! می رم سـراغ جـاده ای ، که هست ! ولی بسته شده با پـای زخـمی و دلـی ، کـه از دروغ خســته شده ... جز این که زیباست چی می تونم بگم؟؟[گل]

نازنین

سلام ماندانای عزیزم، خوبی...؟! منم فوت اقای شکیبایی رو تسلیت می گم، فوت هامون سینما رو... منم این ترانه ی ایرج جنتی رو خیلی دوست دارم، موسیقی فوق العاده ی استاد نازنینم بابک بیات و اجرای زیبای سیمین غانم در کنار هم اثر خاطره انگیزی رو خلق کرده... شاد باشی ماندانای نازنین و موفق تر از همیشه...[گل][گل][گل]

علی کمارجی

تشکر از نقدی که نوشتی دارم بررسی می کنم- کارم رو ویرایش می کنم. در ضمن یه جا خوندم درباره ترانه تو بارون رسیدی آلبوم رگبار پرسیده بودی، نمی دونم جواب گرفتی یا نه ولی این ترانه هم از کاراهای یغماست که البته قشنگ ترین قسمتش حذف شده(تو بارون رسیدی با چشمای خیست...) کلا ترانه های آلبوم برای اجرا خیلی حذفیات داشتن. فردا حتما سر می زنم سرفراز باشی[گل]

اشرف گیلانی

کنـار جـاده می شینم ، تا از عـبـور قاصـدک خبر بگیرم از گُـلی ... که لِه شده زیر کتک ! گاهی به یادِ شعلـه ای ، که گـم شـده توُ نا کجا کبریتِ خشمو می کِشم ... به بوته زار واژه ها

مهدی مهرافر

سلام خانم ابری .ببخشید که دیر سر زدم.ممنون از اپتون

مینا لطفی

به ماندانای عزیز سلام ترانه تون رو که فکر می کنم قبلا خونده بودم ... بازم خوندم و لذت بردم و ترانه ی آقای عطائی رو ... ممنون که یاد آوری کردید [زبان] شنبه ها رو هم فراموش نمی کنم فعلا حرفی نیست ... تا بعد ... شاعر .

لوكوموتيو

سلام خوبي؟؟وبت توپه.من تورو لينك كردم تو هم منو با عنوان لوكوموتيو لينك كن مرسي. دوستان عزيز حتما به لوكوموتيو سر بزنيد وبلاگي متفاوت با بقيه وبلاگ ها.

حسین جنتی

سلام با این سن وسال توقع کارهای سنگین تری از شما میرود