پشت پرده



پشتِ پـرده

 


                            در  اضطـرابِ خواهـشِ
تـو گُم شده دلم

گـرگِ زمـان به صورتِ من چنگ می زند

تکثير می شـود هـمـه ی بغـض هایِ من

وقتـی کـه غصـه ، آيِنـه را رنگ می زنـد

 

آن خنـده های ساده و بی ادعـا کجاست ؟

اين چهـره با کدام صفـت قاب می شـود ؟

من پا بـه پایِ عمـر ، بـه فـکـرِ رسيـدنـم

لعنـت به زنـدگـی کـه فـقـط راه می رود !

 

اطـرافِ من شلـوغیِ گُـنگِ تـرانه هـاست

از آسـمـانِ خاطـره هـا گـريـه می چـکـد

دارم به مرگ و راحتی و ... نه ! نمی شود !

جایِ تـو نيـست در بغلِ فکرهایِ بـد

 

ooo  

 

وقتی که واژه ها به " تـو " برخورد می کننـد

کم رنگ می شود نـوکِ خـودکارِ شعـرِ من

انگـار می مـکـد رگِ دسـتم حـيـات را ...

مـثـلِ قـرارِ سـاده ی يـک روح  بـا بـدن

 

فــردا  خـيـال می کـنـد از يـاد می روی

عشـقِ تـو را بـه ثانيـه ها قفـل کـرده ام !

دنـيـا اگـر نمـايـشِ تـنـهائـیِ من اسـت

در انـتـظـارِ ديـدنِ تـو پـشـتِ پـرده ام .

 

    مانـدانا  ابـري -  آذر ماه 86

----------------------------------------


          ضمنا شماره ي سوم مجله ي فرهنگي ، ادبي ، داتشجوئي ايرانشهر
          چاپ شده است و صفحاتي را هم به موسيقي و ترانه اختصاص داده ...
           براي اطلاعات بيشتر و ارسال آثار به آدرس زير ( وبلاگ آقاي رضا پارسا )
          مراجعه كنيد :

http://www.sheremaryam2.blogfa.com

و يا لينك زير :

http://www.mah-name-iranshahr.blogfa.com




/ 330 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سروش

بند دوم چنين می نمايد که (تو)ی امروز با (تو)ی ديروز تفاوت دارد. چنانکه سراغ از خنده های ساده و بيادعايش می گيريد. بند بعدی نيز ذهن مراچنين سوق می دهد که با واسوختی طرف هستم که در آن عاشق هنوز هم با تمام وجود معشوق را می خواهد. اما بيت های اول دو بند آخر کمی از اين مفهوم دور است. فقط کمی! ضمن اينکه بيت آخر تصوير بسيار زيبايی دارد. ۸. راجع به قافيه ی می شود و می رود منم حس می کنم یه جای کار می لنگد. اما هر چی فکر می کنم نمی فهمم کجاش! قاعده ی عروضی اش رو پيدا نمی کنم!

و.شادی

سلام با وبلاگی جدیدم که از این به بعد با شعرهایا بهتر هست بگم دل نوشته های من که هفته ای یک بار به روز خواهد شد منتظر حضور و نقد ارزشمند شما شاعر گرامی هستم... مطمئنن حضور و نقد های ارزشمند شما موجب دلگرمی من برای ادامه خواهد شد... به جای حرفهای بی خودی شعار ها و شعرهای خود به خودی! دلم را جمع می کنم در قاب پنجره ی یک عکس بی خودی! که به تماشایش بنشینی خود تو ی بیگانه هم خود به خودی! و شاید تو هم ببینی مرا بی خودی که ایستاده ام کنار یک ساعت کهنه ی شماطه دار بی سودی!! که راکد و ساکن شده در عبور لحظه ها ی خود به خودی... . . و شاید به عبور از لحظه ی راکد که از نبود تو مرد! مرا می خواهد به خود بی خودشده از خودم آورد... باز بی خودی! برای زندگی دوباره با خود تنهای خود درلحظه های بی خود از خود در این روزگار بی خودی! در ضمن از هفته ی آینده سعی می کنم هر بار زندگینامه ی یکی از شعرا رو به همراه قواعد مربوط به سبکهای شعری مختلف و یک نمونه شعری از اون سبک رو تو وبم بزارم...البته بیشتر به خاطر شناخت خودم... م

تازه های ادبی

. سلام ممنون از حضور صمیمی شماو ممنون از نظر لطفتون لطف کردید اومدید زنده باشید و سلامت . یاعلی♣♣♣♣♣♣

ميترا فردوسی

وقتی که واژه ها به " تـو " برخورد می کننـد کم رنگ می شود نـوکِ خـودکارِ شعـرِ من انگـار می مـکـد رگِ دسـتم حـيـات را ... مـثـلِ قـرارِ سـاده ی يـک روح بـا بـدن بسيارررررررررررر به دلم نشست..ممنون شاد باشي

حامد

با سه نقطه ها آپم خوشحال می شم سری بزنيد هنوز گريه برايم مقدس است ...

فرزانه

.......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you

مرتضی شمالی

در انتظار دیدن تو پشت پرده ام محشر!... از این که سر زدین ممنونم بازم بیاین یا علی