سفر

 

 

   سـفـر<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

صـبـر از قصه ی من حـیـران و

گــردش عقـربـه ها را می دیـد

از نـگاهـم به خـیابان بـرخورد !

چـادرِ شـب به تن خود پیـچـید

 

لب مـن شعـرِ دلـم را می گـفت

شیشه ی پنجره سنگیـست صبور !

ایـن هـمـه رهگذر و راه ، ولـی

به تـو زنـجـیر شـده ، پـایِ عبور

 

تـو کجائی کـه بـپرسـی حـالـم

با تـبِ تـنـدِ زمـان ، پیـر شـدم

قابِ رویـائی  "مـا" ، خالی بود

خـیـره در آینـه ، تصـویر شـدم

 

سایـه بر چـهره ی دیـدار نکـش

ابر ، مغـلـوبِ نـبـردِِ نـور است

هر غـروبی به طلـوعی دلخـوش

من به مِهر تو که شاید دور است

 

چـشـمِ امـیـد هـمیـشـه روشـن

من از این فـاصلـه ها مـی گـذرم

عـشق می تـازد و من بر تـرکـش

تا پـس از بـودن تـو  در سـفـرم

 

                                                    < مانی >   

 

/ 163 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهر پنهان

سلام / چطوری / خوبی- خوشی - سلامتی / می دونی چن وقته بهم سر نزدی / یه چی نوشتم / بیا پیشم / منظرم نذاری ها / هوای خودتو داشته باش / خوش بای / می بینمت

محسن رزوان

سلام من ۱۵۶ امين نفرم که دارم مينويسم سلام يا نه ۱۵۶ بار جواب سلام شنيدم ديديم شلوغه گفتيم نظر نزنيم پس تا وقتی نوبتمان شد خبرمان کنيد

طاها

سلام . من آپيدم . شاد باشی . تابعد .

حامد

مانی عزيز چند شب گذشته هر چه امتحان می‌کنم نمی توانم پست جديدتان را بخوانم...

خالد

سلام تبريک ميگم اين ديگر از اون کارهاست که حرف نداره. خوشحالم .

وحيد نجفی

سلام دوست عزيز ... من کافينتم و فک ميکنم در مورده اين شعر حرف هايی دارم ...به من سر زده بوديد ممنون ... در اين که تنها هستم شکی نيست اما اين تنهايی خود خواسته است ... اگر قرار است اين شعر و اينگونه سرايش ها به خاطر تنهايی باشد که من نه تنها شاعر نيستم بلکه اصلن انسان نيستم ... من فکر ميکنم قرار نيست با تغيير وضعيت زدنگی مون شعرمون هم تغيير کنه چرا که جامعه همون جامعه هست ... همون جامعه ای که به خاطر مسايل جنسی چند روز پيش دو تا جوون به خاطر تجاوز به یه پسر مغز اونو داغون کردن جامعه ای که مردهاش با اينکه متاهل هستن اما شديدن دوست دختر و دوست زن دارن ...

وحيد نجفی

جامعه ای که آدمها به راحتی همديگرو لگد ميکنن و خيلی چيز های ديگه ... من به احترام گذاشتن به مخاطب و درک اون در شعر معتقدم والبته خلاقيت رو يک اصل در شعر می دونم ... چند سال پيش به خاطر دلتنگی هام شعر ميگفتم اما امروز فکر ميکنم خيلی تخصصی تر و حرفه ای تر به شعر فکر ميکنم ... بهر حال ممنون در بامره ی شعر شما حرف خواهم زد ... به زودی ... سلام يعنی خداحافظ

بيژن باران

از خواندن اثر شما محظوظ شدم. شاد زی. با کجایی - به روزم. نقد شعر با ۲ نامه نیما در شعر و شاعری به روز است: http://naqdesher.persianblog.ir

محمد روحانی (نجوا کاشانی)

سلام ، شعر بود وشور انگیز ، شعرت پویا وپایدار ، عشقت باقی و برقرار در بار گاه عشق شما بار یافتم دل را درین بهشت گرفتار یافتم با این که چهره های مجازی ندیدنیست شادم ازین که فرصت دیدار یافتم

علی داوری

سلام سر فرصت بر می گردم حروف فارسی معلو م نيستند