قفس

 

شاید قفس باشی ، ولی ...

.......................................

قفس

 

شایـد قـفـس باشی ولی ،  از آسـمـون آبـی تری

همسایه ی خورشیدی و ... از سایه ها دل  می بـری

 

دیـوارِ بی دریـچـه ای ، با مـیـلـه های یـخ زده

حـسِ نـگـاهِ روشـنت ، یـادآورِ  آتـشـکـده

 

توُ قابِ سنگیِ سکـوت ، طـرحِ کـویر و عطشی

لب واکن و چیـزی بگـو ، تا غـرقِ تنهائی نشی

 

وقـتیِ هوایِ لحـظه هات ، پر غصه و طـوفانیه

باید رها شی از خودت ، حتی شـده یک ثانیه

 

یک ثانیـه بیـرون بیا ، از این حصـارِ بی عبور

حیفه که دنیـایِ دلت ، دائم بمونه سوت و کور

 

شاید قفس باشی ، ولی ، یک پنجره بازه هـنوز

با من فراری شو ، اگه ... قلبت پر از رازه هـنوز

 

 

                 ماندانا ابری – اردیبهشت 88

 

 

پی نوشت یک : این ترانه واگذار شده و البته جای تصحیح داره ... پس منتظر نظرات سازنده تون هستم .

 

پی نوشت دو : به روز رسانی این وبلاگ در بنیاد ترانه ( www.canto.blogfa.com ) اعلام شده است و ببخشید اگر دعوتی در کار نبود .

 

/ 215 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریاد

بيانيه شماره 7 مهندس ميرحسين موسوي درباره دستگیری اعضای تحریریه روزنامه «کلمه سبز» و محدودیت های رسانه های غیر دولتی منتشر شد ۴ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۴ بیانیه شماره هفت مهندس میرحسین موسوی درباره حمله غیرقانونی به روزنامه کلمه سبز و محدودیت های رسانه های غیر دولتی برای ارتباط ایشان با مردم است . متن کامل این بیانیه پیش روی شما است: بسمه تعالي هموطنان عزيز در پي مانع تراشي ها و تهديدهاي مكرر كه در عمل انتشار روزنامه كلمه سبز را پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري متوقف كرده بود، به اين حد نيز اكتفا نشد و شبانگاه دوشنبه 1/4/88 دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنيتي قرار گرفت و كاركنان شريف آن دستگير و روانه بازداشتگاه شدند. در حالي كه مقامات كشور و رسانه هاي دولتي مرتباً بر قانون و اجراي آن تأكيد مي كنند و معترضان به تقلب وسيع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكني متهم مي شوند، چنين برخوردي با روزنامه اي كه با اخذ مجوز قانوني شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبيران، خبرنگاران و كادر فني و اداري آن، غيرقابل درك است، مگر با قبول آنكه براي عده اي حاكميت قانون تا جايي پذيرفته است كه براي محدود كرد

فریاد

هموطن کشی با خودم گفتم : با با ما از سال 66 که شهید شدیم و اومدیم اینجا ، تا حالا نکردیم یه سر به محله و بچه محلا بزنیم ، نامردیه به خدا! اگه اونا نمیتونن مارو ببینن ، ما که میتونیم ببینیمشون. یه درخواست دادیم و موافقتم شد! راه افتادیم به سمت محل ، نزدیکهای میدون انقلاب بود که دیدم چقذر اینجا شلوغ شده.مردم ریختن تو خیابون مأ مورا هم اسلحه به دست و باتوم به دستند.انگار همه تو اون خیابون جمع شده بودن، گاهی صدای تیر اندازی هم میومد.با خودم گفتم حتما باز این مزدور های بیگانه حمله کردن! یکدفعه میون جمعیت یه چهره ی آشنا دیدم ، رفتم جلوتر ببینم کیه .نزدیکتر که شدم فهمیدم بابا اینکه برادر ابراهیم خودمونه ولی چقدر تیپش و قیافش عوض شده بود. داشتم به همین چیزها فکر میکردم و نگاهش میکردم که یکهو یه تیر خورد بهش و افتاد رو زمین،مردم دورش جمع شدن ، صدای فریاد از میون جمعیت میومد، بعضی ها شعار میدادن و من مات مبهوت مشغول تماشای صحنه بودم که کم کم روح ابراهیم از بدنش خارج شد و منو دید .اومد سمت من ، بهش گفتم بالاخره توهم شهید شدی برادر؟ باز کار این مزدور های بیگانه بود؟ ابراهیم گفت: نه سید کاظم ،یکی از بسیجیا

مینا

مزایای سیستم خرید پستی: خرید آسان در هر زمان و هر مکان و در 24 ساعت شبانه روز و 7 روز هفته اطمینان خاطر خریدار از تحویل کالا (اول دریافت کالا، سپس پرداخت وجه آن) = افزایش فروش عدم اتلاف وقت خریدار در صف بانک و ترافیک شهری مراجعه روزانه مامور پست به محل فروشنده برای جمع آوری سفارشات عدم نیاز به داشتن کارت های الکترونیکی خرید توسط خریدار عدم نیاز به داشتن سیستم حسابداری و صندوق داری برای فروشگاه وصول کامل پول توسط مامور پست و خلاص شدن از مسایلی مانند چانه زدن، تخفیف گرفتن افزایش فروش خود در بازاری به وسعت همه شهرها و روستاهای ایران

حسن اسحاقی

عشق پایان خوشی نیست سلام چشم انتظار چشم توام از ازل بیا باور کنید بروزم

رضا

شما گفتی با عندلیبی مهدی کار میکنید یا کردیدچون ایشون 4 سال می شه که کار نکرده مگه داران کار میکنند.

رضا

بحرحال امیدوارام استاد مهدی عندلیبی با استفاده از ترانه های شما سرکار ابری کارشون زیره سوال نره.هر چند که خیلی عجیبه.

خانه ترانه مهر

رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا... خانه ترانه مهر برگزار مي كند: ويژه برنامه ي ماه مبارك رمضان مكان: فلکه دوم صادقیه ( آریاشهر) اتوبان اشرفی اصفهانی بعد از تقاطع مرزداران كوي سادات کانون اجتماعی جوانان زمان:16/6/88 دوشنبه ساعت 17:30

محمدرضا مهر....

سلام خانوم ابری ترانه تونو دوست داشتم ولی چند نکته به ذهنم رسید که جسارتا میگم(این جرات رو بزرگواریتون تو پی نوشت یک بهم داد) 1) طوفانیه و ثانیه شاید هم آهنگ باشن ولی هم قافیه نیستن مث زده وکده ولی قبول دارم که تو ترانه بیشتر باید به ریتم توجه کرد 2)در خصوص بیت آخر یه کم ارتباط زیبای بیتاتون با قلبت پر از رازه قطع شده انگار چون در خصوصش توضیحی نداده بودین ولی در کل دوست داشتنی بود[گل]

رضا جاویدزاده

سلام خانم ابری خیلی ممنون از لطف بیکران وقلب ریوفتان ترانه هاتون خیلی عالیه واقعا استفاده کردم اگه میشه من رو هم در بخش دوستان لینک کنید من شمارو لینک کردم

مجتبی

سلام ماندای عزیز دیروز دعوتنامه یی بدستم رسید که گمان می کتم جهت نقد شعر شما بود ! خوشحالم که پله ی های ترانه را دو تا یکی پرواز می کنی