بگو سنجاقکم هستی
 

 

یک ماه پیش ویدای عزیز و دوست داشتنیم رو از دست دادم ...
خیلی سخته با دوستی که از دوران دبیرستان باهاش بودی
دوران دانشگاهتو همش به فکر این بودی که بری تهران و ببینیش
چندین سال تو یه شرکت باهاش کار کنی
سنگ صبورت باشه و سنگ صبورش باشی
و بیشتر از خواهرت دوستش داشته باشی رو از دست بدی

برای آرامشش در اون دنیا دعا کنید
خدایا ... ویدای منو کجا بردی ...

 

بودی و پیش تو آرامش بود
به نفسهای تو معتاد شدم
رفتی و هوای عشقو بردی
چی آوردی به سر این آدم!

خاطراتت تو سرم می چرخن
ته سرگیجه ی تو تنهائیست
دیگه هیچی از من دیروزی
توی این همه جنون پیدا نیست!

همه جا اسم توئه رو تقویم
همه جا حرف تو و این درده
این زمستون تا ابد موندنیه
رفتنت بهارو بی جون کرده!

واسه تحویل یه سال منحوس
سفره ی سیاه واست می چینم
بسکه از فکر تو بیدار شدم
همه رو شبیه تو می بینم!

شهر آرامش من ویرونه ست!
مرز دلتنگی من معلوم نیست
گله هامو سر کی داد بزنم
وقتی جز خدا کسی محکوم نیست!

اسفند 1392

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩۳/۱/٦ - ماندانا ابری